خرید بک لینک

در این گزارش به بررسی کامل «جلال الدین عتیقی زنجانی» می‌پردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.


جلال‌الدین عتیقی از شاعران و واعظان برجسته‌ ایرانی در دوره‌ ایلخانان به شمار می‌رفت که ۲ اثر ماندگار در حوزه شعر و عرفان از خود برجای گذاشت، افکار صوفیانه و عارفانه، ترجیح عشق بر زهد و وحدت وجود از جمله اختصاصات فکری شعر عتیقی است.

سده هفتم قمری به دلیل ورود مغولان، همواره دوره ای بااهمیت بوده است. یکی از مباحثی که در این عصر لازم است به آن پرداخته ‌شود، بحث شناخت سیر تحولات زبان و ادبیات و شاعران این دوره است از جمله این شاعران برجسته و کمتر شناخته شده، جلال‌الدین عتیقی زنجانی است.

جلال‌الدین عتیقی را اهل تبریز، اهر، شروان و زنجان دانسته‌اند. مدتی نیز مقیم بغداد بوده است. هرچند تاریخ دقیق تولد و فوت وی مشخص نیست و سال‌های متفاوتی بر این واقعه ذکر شده است؛ برخی از تذکره نویسان ۶۴۶ هجری را زمان تولد وی ذکر کرده‌اند. پدرش، قطب الدین ابوالفضل عبدالرّحمان، از مفسران و وعاظ شهیر و عالمان بزرگ آذربایجان در سده‌ی هفتم هجری به شمار می رفته و خاندان وی به فضل و احسان معروف و در علم و حشمت و جوانمردی بی‌بدیل بوده‌اند.[1] روضات الجنان سال فوت ایشان را ۷۴۱ قمری دانسته که در سرخاب تبریز آرمیده است.

همچنین این شاعر نامدار از معاصران اولجایتو خان ایلخانی بود و با خواجه رشیدالدین فضل‌الله وزیر و پسرش غیاث الدین محمد نشست و برخاست داشته است.[2]

پژوهشگران معاصر غالباً عتیقی را شاعری فصیح و سخنور توصیف کرده‌اند، وی در تفسیر قرآن هم صاحب نظر بوده است. او در مجالس، تفاسیر عرفانی قابل توجهی از برخی آیات ارایه داده است. خواجه رشیدالدین، وزیر مقتدر ایلخانان در این مورد اظهار نظر کرده است. عتیقی در فصاحت و بلاغت مقامی بلند داشت و غالباً در تبریز به وعظ می‌پرداخت.

از این شاعر برجسته سه اثر مهم برجای مانده است:

دیوان فارسی، دیوان تورکی و وعظ‌هایی که توسط یکی از شاگردانش گردآوری شده‌اند.

نخستین اثرش که در ۷۴۴ هجری منتشر شد دیوان شعر اوست. این دیوان با وجود پختگی ذهن و زبان کمتر شناخته شده است. در این دیوان علاوه بر صنایع و آرایه‌های ادبی، مفردات و ترکیبات نادر فراوانی وجود دارد که از نظر ادبی و زبانی حائز اهمیت است. افکار صوفیانه و عارفانه، ترجیح عشق بر زهد، خاکساری مفرط به درگاه معشوق، وحدت وجود و... ازجمله اختصاصات فکری شعر عتیقی است.

کثرت تلمیحات و اقتباسات قرآنی، لغات، ترکیبات و امثال عربی، بلندی مرتبه و پایگاه معشوق، افراط در خاکساری عاشق در برابر معشوق، بیان زهدیات و اصطلاحات صوفیه، اشارات قلندرانه و تعریض به زاهدان و صوفیان، به کارگیری استعاری اصطلاحاتی؛ مثل: میخانه، مغ، شراب، مستی و... برای بیان اندیشه‌های عرفانی و... از جمله ویژگی‌هایی است که در دیوان شعر او موجود است.

برخلاف نظر ادیبان فارس، از دیگر ویژگی عتیقی دو زبانه بودن اوست. هم در دیوان فارسی او ملمعات فارسی-تورکی وجود دارد و هم دیوانی کامل به زبان تورکی دارد. آنچه از دیوان وی برمی‌آید، دلبستگی و تسلّط او بر زبان و ادبیات عرب نیز کاملاً آشکار است و در دیوان شعر او علاوه بر وفور کلمات، ترکیبات و اصطلاحات عربی، بیش از یازده قصیده و تعداد قابل توجهی رباعی و مفردات به زبان عربی دیده می‌شود.

دیوان تورکی وی، هرچند در حجم دیوان فارسی او نیست ولی دارای مضامینی قابل توجه و همسان با اندیشه‌ها و سبک شعری‌اش در دیوان فارسی است اما روانی و سلاست زبانش در دیوان تورکی‌اش از اهمیت بیشتری برخوردار است.

از اثر دیگر وی، کتابی به نام «مجالس» است. در واقع این کتاب سخنان، لطایف و اشارات عتیقی است. از دیگر ویژگی های این کتاب عتیقی باید گفت: این کتاب گفته‌های او بر بالای منابر و مجالس با مشایخ زمانه است. این کتاب مملو از ایماژها و صور خیال بسیار زیبایی است. وی در برخی از مجالس آیه‌ای از قرآن می‌خواند و پس از ترجمۀ آن به فارسی به تفسیر آن می‌پردازد و در پایان لطیفه‌ای به صورت شعر یا جمله‌ای کوتاه ذکر می‌کند.

این سخنان و یا بعبارت بهتر سخنرانی‌ها و موعظه‌های عتیقی را شاگر وی ابوالمجد تبریزی گردآوری کرده است که بی‌تردید قلم او در ترتیب این سخنان بی‌تاثیر هم نبوده است؛ با اینجال اساس اندیشه و زیبایی کلام را باید متعلق به حلال‌الدین عتیقی دانست. ابوالمجد تبریزی از سال ۷۱۲ تا ۷۱۸ هجری برخی از سخنان او را گردآوری کرده است. بر اساس تاریخی که در ابتدای هر مجلس آمده تعداد مجالس ۲۲ مجلس است که ابوالمجد بنا به سلیقۀ خود آن‌ها را در ۶۷ قسمت مجزا گنجانده است. مجالس مملو از صور خیال شگفت آور است و به آیات، احادیث، اشعار عربی و فارسی آراسته شده است.

عتیقی به سبک ادیبان سخن می‌گوید و مطالبی که او بیان می‌کند، حاصل تجربۀ باطنی اوست. این کتاب به تصحیح و تحقیق سعید کریمی از طرف مرکز پژوهشی میراث مکتوب منتشر شده است. در این کتاب پس از مقدمۀ مصحح در فصل نخست به سوانح و شرح آثار عتیقی پرداخته شده و سپس دربارۀ نام و نشان، خاندان، نسب و خرقه، مذهب و معلومات، سفرها و استادان این شاعر توضیحاتی ارایه شده است. در بخش آثار، آثار منظوم و منثور عتیقی بررسی شده است. معرفی معاصران و معاشران عنوان بخش پایانی فصل اول این کتاب است. فصل دوم این اثر به موقعیت ادیان و وضعیت تصوف در زمان عتیقی اختصاص دارد و موضوعاتی مانند طلوع و غروب ادیان، دین بودایی، مسیحیت، یهودیت، رونق مسلمانی برای خوانندگان به اجمال توضیح داده شده است. تصوف در آذربایجان نیز عنوان دیگر بخش فصل دوم است که در این بخش رویکرد صوفیه، گرایش عامۀ مردم به تصوف، اقبال سلاطین و امرا به تصوف و گسترش خانقاه‌ها اشاره شده است اما مصحح در فصل سوم این اثر به موضوع سیری در مجالس می‌پردازد و مجالس در تاریخ تصوف، طرح کلی مجالس عتیقی، نگاهی از بیرون به مجالس عتیقی و نسخۀ مجالس و روش تصحیح آن را برای خوانندگان معرفی می‌کند. متن مجالس، توضیحات، نمایه‌ها و منابع عناوین فصل‌های پایانی این کتاب است. علاوه بر آثاری که بدان اشاره شد؛ سه یادداشت کوتاه و مثنوی کوتاهی با عنوان «مناظرة آهو و کمان» در ۱۱۸ بیت هم نوشته است.

مولانا جلال الدین عبدالحمید فرزند قطب الدین ابوالفضل عبدالرحمان فرزند کمال الدین ابوبکر عبدالرحیم عتیق فرزند عبداللطیف عتیقی تبریزی است. برخی منابع نام او را عبدالحمید و بعضی دیگر محمد ذکر کرده اند.

در کتاب منتشره‌ی مجالس، مصحح کتاب در فصل اول به سوانح و شرح آثار جلال الدین عتیقی پرداخته و درباره‌ی نام و نشان، خاندان، نسب و خرقه، مذهب و معلومات، سفرها و استادان این شاعر توضیحاتی ارائه داده است. در بخش آثار، آثار منظوم و آثار منثور جلال الدین عتیقی بررسی شده است. معرفی معاصران و معاشران وی نیز عنوان بخش پایانی فصل اول این کتاب است.

فصل دوم این اثر به موقعیت ادیان و وضعیت تصوف در زمان جلال‌الدین عتیقی اختصاص دارد و موضوعات مربوط به ادیان مانند دین بودایی، مسیحیت، یهودیت، رونق مسلمانی توضیح داده شده است. تصوف در آذربایجان نیز عنوان دیگر بخش فصل دوم است که در این بخش رویکرد صوفیه، گرایش عامۀ مردم به تصوف، اقبال سلاطین و امرا به تصوف و گسترش خانقاه‌ها اشاره شده است.

مصحح در فصل سوم به موضوعات مورد بحث در مجالس می‌پردازد بالاخره با نگاهی از بیرون به مجالس و نسخه‌ی مجالس و روش تصحیح آن را برای خوانندگان شرح می‌دهد.

کتاب مجالس با تیراژ ۵۰۰ نسخه توسط مرکز پژوهشی «میراث مکتوب» منتشر شده است.

ابوالمجد تبریزی، کاتب سفینۀ تبریز است؛ وی از مریدان عتیقی بوده و از دوران طفولیت در دامان وی بالیده است.

یکی دیگر از آثاری که به نحوی به جلال‌الدین عتیقی برمی‌گردد سفینه‌ی تبریز است که برخی بر روی آن به غوغاگری نیز پرداختند. بررسی این اثر نیز در اینجا ضروری می‌نماید که بدان خواهیم پرداخت.

جلال‌الدین عتیقی پسر قطب‌الدین شاعر، از شاعران قرن هشتم و از معاصران اولجایتوخان و ابوسعید بهادرخان بوده است. او با خواجه رشیدالدین فضل الله و پسرش غیاث الدین محمد رابطه داشته است.

مجالس دارای موضوعات متنوعی است که هر بخش آن می‌تواند مورد بحث قرار گیرد بطوری که مثنوی‌های موجود در آن بصورت مستقل نیز منتشر شده‌اند. از جمله، قصه‌ی مناظره‌ی آهو، اثر این شاعر، که از مناظرات ارزندۀ به جامانده از قرن هشتم هجری است مورد بررسی قرار گرفته و جداگانه نیز منتشر شده است. در این مناظره نگاه او بر این اساس است که عالم بر اساس یک سلسله نظام علی و معلولی اداره می‌شود، کسی بر اسرار قضا آگاه نیست و در نهایت سرمنشأ تمام امور در دست خداوند است. تاریخ تحریر این مناظره با توجه به ترقیمۀ نسخه به سال ۷۲۱ ه.ق در سفینۀ تبریز است و ظاهراً در زمان حیات شاعر کتابت شده است. این اثر به لحاظ زبانی، ادامۀ سبک خراسانی است و به لحاظ معنی و محتوا بیانگر نوع نگرش جلال‌الدین عتیقی به نظام خلقت است.[3]

موضوع اندیشه‌گی و رندانه‌گی عتیقی در مقایسه با حافظ شیرازی نیز مورد توجه ادیبان بوده است. جلال‌الدّین عتیقی تبریزی قریب به ده سال پیش از تولّد حافظ در تبریز درگذشته است، منظومۀ فکریش سرشار از مفاهیم عرفانی و زبان او آموخته با مضامین رندانه بوده است. بنا بر نوشته‌ی بررسی کنندگان این موضوع، مطالعه‌ی دیوان دو شاعر: عتیقی و حافظ متوجّه می‌شویم در حوزه‌های زبانی، آوایی، تصویری، مضمونی و... بین این دو شاعر اشتراکات معنی‌داری وجود دارد. آنچه از مطالعه و مقایسه‌ی کلام این دو شاعر دریافت می‌شود این است که ذهن و زبان حافظ و عتیقی بسیار نزدیک به هم است به گونه‌ای که می‌توان تأثیرپذیری حافظ از جلال‌الدّین عتیقی را قرین به یقین دانست.[4]

ابوالمجد تبریزی، که زمانی مرید وی بوده، از سال ۷۱۲ تا ۷۱۸ ق. برخی از سخنان مراد خویش جلال‌الدین عتیقی را یادداشت کرده و در سال ۷۲۳ ق. در سفینه‌ی تبریز هم درج کرده است. بر اساس تاریخی که در ابتدای هر مجلس آمده تعداد مجالس ۲۲ مجلس است که ابوالمجد بنا به سلیقۀ خود آنها را در ۶۷ قسمت مجزا گنجانده است. مجالس مملو از صور خیال شگفت آور است و به آیات و احادیث و اشعار عربی و فارسی آراسته شده است.

که پدر این شاعر بزرگ (جلال الدین عتیقی) یعنی قطب الدین عتیقی نیز شاعری توانمند بوده که آنچه از او بدست ما رسیده است تنها ۱۴۴ بیت است که شامل ۷ غزل، ۷ قطعه، ۲۵ زباعی و ۵ تک بیت است.



از اشعار زیبای وی می‌توان به این ابیات اشاره کرد:

از خاک کف پایت هر گرد که برخیزد

جان هاش فروبارد دل هاش فروریزد

آن برق که سوزد عقل از ابر غمت آید

و آن بوی که جان بخشد از خاک درت خیزد

سودای توام در خاک سرمست بخواباند

بوی تو ز خاکم باز دیوانه برانگیزد

از تو نبرم صد ره چون عود اگرم سوزی

دود دلم آید باز در دامنت آویزد

ای جان عتیقی کی با عشق برآید عقل

با شاه کجا یارد هر سفله که بستیزد









ابن فوطی نخستین مورخی است که اطلاعاتی در حق عتیقی را ثبت کرده است. او بیش از ۲۰ سال در آذربایجان اقامت داشته و با بزرگان این سرزمین از سلاطین و وزرا تا دانشمندان و سخنوران زمان روابط نزدیک و حسنه‌ای داشته است. وی معاصر جلال‌الدین عتیقی بوده است.

اِبْن‌ِ فُوَطى‌ (۶۴۲-۷۲۳ق)، مورخ‌، اديب‌ و كاتب‌. «فوطى‌» شهرت‌ نياي‌ پدری او بود كه‌ به‌ كار فروش‌ فوطه‌ مى‌پرداخت.‌

ابن‌ فوطى‌ چهارده سال‌ بيش‌ نداشت‌ كه‌ استيلاي‌ مغولان‌ بر بغداد روي‌ داد و بر زندگى‌‌ ابن‌ فوطى‌ مؤثر افتاد. او و برادرش‌ بدرالدين‌ عبدالوهاب‌ در اين‌ حادثه‌ اسير و به‌ آذربايجان‌ برده‌ شدند. از گفته‌هاي‌ او چنين‌ برمى‌آيد كه‌ اسارتش‌ به‌ صورت‌ بردگى‌ و بيگاري‌ بوده‌ است‌. ابن‌ فوطى‌ در ۶۵۷ق‌ در اهر به‌ خدمت‌ قطب‌الدين‌ عبدالقاهر اهري‌، حكيم‌ صوفى‌ و شمس‌الدين‌ حبش‌ فخّار رسيد و به‌ خانقاههاي‌ ديگر صوفيان‌ تردد می‌كرد. بعداً در اهر محضر كمال‌الدين‌ محمد نخجوانى‌، طبيب‌ صوفى‌، را دريافت‌ و در سال ۶۵۷ق‌ که بناي‌ رصدخانه‌ی مراغه‌ به همت نصیرالدین توسی آغاز شده بود وارد مجمع‌ دانشمندان‌ و فضلایی شد که خواجه تشکیل داده بود.

ابن‌ فوطى‌ نزديك‌ به‌ بیست سال‌ در آذربايجان‌ به‌ سر برد و سالها كتابداري‌ رصدخانة مراغه‌ را به‌ عهده‌ داشت‌. در همين‌ دوران‌ همسر ايرانى‌ برگزيد و زبان‌ فارسى‌ را درحدي‌ آموخت‌ كه‌ از ديوانهاي‌ شاعرانى‌ مانند معزّي‌، عنصري‌ و لامعى‌ استفاده‌ مى‌كرد. او در محضر خواجه‌، فلسفه‌ و منطق‌ فراگرفت‌ و در ساير شاخه‌هاي‌ علم‌ و ادب‌ از دانشمندان‌ رصدخانه‌ و فضلايى‌ كه‌ از جاهاي‌ ديگر به‌ آن‌ مركز علمى‌ آمد و رفت‌ مى‌كردند، بهره‌مند شد. در همين‌ مدت‌ به‌ شهرهاي‌ ديگر آذربايجان‌ نيز مسافرت‌ مى‌كرد و در هر محل‌ با اهل‌ علم‌ مى‌پيوست.

ابن‌فوطه در اين‌ دوره‌ی اقامت‌ در آذربايجان‌ بود كه‌ در ۶۷۵ق‌ از فخرالدين‌ محمد جعفري‌ تبريزي‌ دستور خرقه‌ پوشاندن‌ گرفت‌. وی پس‌ از فوت‌ مخدوم‌ خود، خواجه‌ نصيرالدين‌ كار كتابداري‌ رصدخانة مراغه‌ را به‌ سرپرستى‌ فخرالدين‌ احمد و اصيل‌الدين‌ حسن‌، پسران‌ خواجه‌، ادامه‌ داد و به‌ خدمت‌ بزرگان‌ ديگري‌ چون‌ برادران‌ جوينى‌ پيوست‌ و به‌ درخواست‌ علاءالدين‌ عطاملك‌، والى‌ بغداد، در ۶۷۸‌ يا ۶۷۹ق به‌ بغداد رفت‌. اقامت‌ او در عراف‌ اين‌ بار تا ۷۰۴ به‌ درازا كشيد و در اين‌ مدت‌ به‌ تحصيل‌ فقه‌ و حديث‌ و تأليف‌ و استنساخ‌ كتاب‌ براي‌ خود و ديگران‌ پرداخت‌ و مقرري‌ و درآمدي‌ از بابت‌ نظارت‌ بر كتابداران‌ مستنصريه‌ و كتابداري‌ آن‌ مركز بزرگ‌ علمى‌ و اجارة بعضى‌ موقوفه‌ها داشت‌.



ابن‌ فوطى‌ در سال ۷۰۴قمری از بغداد راهى‌ آذربايجان‌ و مقر سلطنت‌ اولجايتو شد. اقامت‌ دوم‌ او در آذربايجان‌ تا ۷۰۷ طول‌ كشيد و او همراه‌ اردوي‌ سلطان‌ مغول‌ اماكن‌ مختلف‌ شمال‌ غرب‌ ايران‌ را از همدان‌ و سلطانيه‌ تا اوجان‌ و تبريز و اران‌ و موقان‌ (مغان‌) زير پا گذاشت‌.

وي‌ با امير غياث‌الدين‌ محمد پسر رشيدالدين‌ هم‌ مربوط بود و از حضور خود در يكى‌ از بزمهاي‌ شب‌ زنده‌دارانة او در نيمة شعبان‌ ۷۱۶ق در مدرسة رشيديه‌ سخن‌ گفته‌ است‌.

كشمكشهاي‌ سياسى‌ پس‌ از مرگ‌ اولجايتو، اتهاماتى‌ كه‌ به‌ جهت‌ وسعت‌ مشرب‌ بعضى‌ عالمان‌ تحت‌ حمايت‌ رشيدالدين‌ بر رشيدالدين‌ وارد مى‌شد - و خود ابن‌ فوطى‌ هم‌ از اين‌ طعنها بركنار نبود و آن‌ اتهامات‌ را خوش‌ نداشت‌ - موجب‌ شد كه‌ او باز ياد وطن‌ كند و چند ماه‌ پيش‌ از قتل‌ رشيدالدين‌ در ۷۱۸ق‌ به‌ بغداد بازگردد.

وی عاقبت در سال ۷۲۳ ق در بغداد درگذشت.

آثار ابن‌ فوطى‌:

مجمع‌ الاداب‌ فى‌ معجم‌ الالقاب‌،

الحوادث‌ الجامعة و التجارب‌ النافعة فى‌ المائة السابعة.

بدائع‌ التحف‌ فى‌ ذكر من‌ نُسِب‌ من‌ العلماء الى‌ الصنائع‌ و الحِرَف‌

التاريخ‌ على‌ الحوادث‌ يا التاريخ‌ و الحوادث‌

تذكرة من‌ قصد الرصد

تلقيح‌ الافهام‌ و تنقيح‌ الاوهام‌ فى‌ المؤتلف‌ و المختلف‌ من‌ الانساب‌ و الاسماءِ و الالقاب

درر الاصداف‌ فى‌ غرر الاوصاف‌،

الدرّ النظيم‌ فى‌ ذكر من‌ تسمى‌ّ بعبد الكريم‌. ك

الذيل‌ على‌ جامع‌ المختصر،

مجمع‌ الا¸داب‌ فى‌ معجم‌ الاسماءِ على‌ معجم‌ الالقاب‌

المجموع‌ الفارسى‌ - احتمالاً مجموعه‌اي‌ از نظم‌ و نثر فارسى‌ بوده‌ و آنجا كه‌ ابن‌ فوطى‌ به‌ قصايد مدحية فارسى‌ استادش‌ كمال‌الدين‌ احمد مراغى‌ اشاره‌ مى‌كند و مى‌گويد آنها را ياد كرده‌ام‌

المشيخة، رساله‌اي‌ است‌ در معرفى‌ استادان‌ خود او.

من‌ قصد الرصد يا تذكرة الرصد يا ذكر من‌ قصد الرصد، از نخستين‌ نوشته‌هاي‌ ابن‌ فوطى‌ به‌ هنگام‌ اقامت‌ در مراغه‌ و كار در رصدخانة آن‌ بود. روزنتال‌ آن‌ را راهنمايى‌ براي‌ كاركنان‌ رصد پنداشته‌ است‌

النّسب‌ المشجّر

نظم‌ الدرر الناصعة فى‌ شعراءِ المائة السابعة،





منابع:

کریمی، دیوان عتیقی، به کوشش نصراالله پورجوادی و سعید کریمی، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۹۲.

صفا، ذبیح االله، تاریخ ادبیات در ایران، چ۳، تهران: امیر کبیر، ۱۳۶۳.

تأثیرپذیری حافظ از جلال الدین عتیقی تبریزی (با تکیه بر دیوان اشعار آنها)، امیدوار عالی محمودی، فصلنامۀ علمی- تخصصی مطالعات زبان و ادبیات غنایی گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد سال هشتم، شماره بیست و نه، زمستان ۱۳۹۷، ص. ۷۶-۵۲.

تصحیح و معرفی مثنوی مناظره‌ی آهو و کمان عتیقی تبریزی، چرمگی عمرانی، مرتضی و علی اکبر رمضانی، فصلنامه‌ پیام بهارستان، شماره ۲۵، بهار و تابستان ۱۳۹۴، صص ۲۳۴ – ۲۴۷.

سعید پور امینایی، دکتر محمود مدبّری، دکتر محمد صادق بصیری، بررسی سبک شعر جلال الدین عتیقی (مطالعه موردی؛ دیوان شعر)، فصلنامه تخصصی سبک شناسی نظم و نثر فارسی، سال یازدهم، شماره اول، فروردین ۱۳۹۷، شماره پیاپی ۳۹، صص ۷۹-۹۷.





[1] عبدالحمید عتیقی تبریزی، دیوان عتیقی، به کوشش نصراالله پورجوادی و سعید کریمی، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۹۲، ص۱۰.

[2] صفا، ذبیح االله، تاریخ ادبیات در ایران، چ۳، تهران: امیر کبیر، ۱۳۶۳، ص ۱۱۲۵

[3] مرتضی چرمگی عمرانی و علی اکبر رمضانی، تصحیح و معرفی مثنوی مناظره‌ی آهو و کمان، که پیام بهارستان، سال هفتم، شماره ۲۵.

[4] تأثیرپذیری حافظ از جلال الدین عتیقی تبریزی (با تکیه بر دیوان اشعار آنها)، امیدوار عالی محمودی، فصلنامۀ علمی- تخصصی مطالعات زبان و ادبیات غنایی گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد سال هشتم، شماره بیست و نه، زمستان ۱۳۹۷، ص. ۷۶-۵۲.

برچسب: نویسنده: mrbkarimi تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 11:47

صفحه بندی